یادداشت های مهندس بیسکویت خور
خدایا نگویم که دستم بگیر، که عمریست گرفته ای، رهایش مکن.
چقدر برای سلامتی و تفریح خودتون وقت میذارد؟!!!
گاهی وقتها انقدر تو کار غرق میشیم که یادمون میره هدفمون از کار کردن چی هست
گاهی انقدر به زندگی خودمون شتاب میدیم که اصل زندگی فراموش میشه، و کسی یا چیزی باید یه تلگنر بزنه بهمون که : "لطفا از سرعت خود بکاهید"
یادمون باشه بدترین تلنگر بیماری و درد خواهد بود، پس بهتره خودمون این تلنگر رو بزنیم چون بیماری تلنگر خوبی نیست بیشتر سرعتگیره
گاهی یادمون میره قرار بود برای بقای مادی زندگی کار و تلاش کنیم، و در همین راستا سلامتی جسم و روح رو فراموش می کنیم
بقول دوست خوبی (تاریکیهایم): "یک چند سالی طول میکشه که آدم بفهمه برای این کار میکرده که سلامت باشه . نه سلامتیشو برای کار بذاره ... حیف که اون موقع دیگه خیلی دیره .... "
پس باید مراقب سلامتیمون باشیم که دیر نشه
چند ماهیه که من به این موضوع فکر میکنم تا اینکه بالاخره راهی مطب دکتر شدیم برای کمر درد عزیزمان که مدتی است رو به مزمن شدن میره
البته کمر درد من از کار شروع نشد از خوابگاه شروع شد و دلیلش هم مشخص نیست برای مشخص شدنش باید آزمایش بدم، حالا چندتا آزمایش؟؟؟!! 21 تا
، امروز قراره برم و آزمایش ها رو بدم، برای خود من هم عجیبه که 21 تا آزمایش چی هست؟!!!!
دیروز به دوستم میگم خدا رحم کنه، از این 21 تا بالاخره یه مرضی در میاد

وقتی برای دکتر توضیح می دادم با تعجب نگاه می کرد و نهایتا نتونست تعجبش رو پنهان کنه و پرسید: "مگه چند سالته؟!!!!!!!!!!
"
وقتی گفتم 24 تعجبش بیشتر شد و فوری اومد طرفم برای معاینه، و از عادات بد پشت میز نشینی بنده سوال کرد که با نهایت تاسف و تاثر همگی شامل حال بنده می شد
1- آیا از هر نیم ساعت از روی صندلی برخاسته و چند قدمی راه میرید؟
جواب: ها؟!!! خیلی سخته وسط کار پاشم
دکتر : خب باید این کار رو بکنی 
2- ورزش می کنید؟
جواب: ها؟!!! 
دکتر : 
3- ارتفاع میز و صندلی کاملا استاندارده؟
جواب: فکر کنم، احتمالا 
دکتر : خوب باید مطمئن بشی که استاندارد 
و سوالاتی این چنین ...
دوست عزیزم حالا من از شما می پرسم، آیا موارد فوق را رعایت می کنید؟!!!!!
اگر رعایت نمی کنید، بدانید و آگاه باشد که به خود و سلامتی خود خیانت می کنید
++++++ وصله پینه : سی ثانیه پای صحبت برایان دایسون ++++++
فرض کنید زندگی همچون یک بازی است. قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید. جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها شیشه ای هستند. پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد، اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد ، کاملا شکسته و خرد میشوند. او در ادامه میگوید : آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده، سلامتی، دوستان و روح خودتان و توپ لاستیکی همان کارتان است.کار را بر هیچ یک از عوامل فوق ترجیح ندهید، چون همیشه کاری برای کاسبی وجود دارد ولی دوستی که از دست رفت دیگر بر نمیگردد، خانواده ای که از هم پاشید دیگر جمع نمیشود، سلامتی از دست رفته باز نمیگردد و روح آزرده دیگر آرامشی ندارد
و اما بعد ...
| Design By : Pichak |
