یادداشت های مهندس بیسکویت خور

خدایا نگویم که دستم بگیر، که عمریست گرفته ای، رهایش مکن.

ادامه ماجرای من و بانک ... خواب

دیروز صبح دوباره برای گرفتن پول راهی بانک شدم و چون چند جای دیگه کار داشتم صبح زود آماده شدم و رفتم چشم

رسیدم بانک، باز خلوت بود

به متصدی گفتم برای بستن حسابم اومدم، متصدی گفت کسی که ATM کارت رو بهش دادین هنوز نیومده، باید یه ساعت صبر کنید خنثی

گفتم خب ایشون جانشین نداره، من باید چیکار کنم؟؟؟ قهرعصبانیابرومنتظر کلافه

گفت برید از معاون بپرسید چشم

رفتم از جناب معاون پرسیدم، گفت تا کارتی که تقاضا کردیم براتون، نیاد نمی تونیم حساب رو ببندیم تعجب

دیگه حوصله بحث نداشتم، گفتم باشه، الان میتونم برداشت کنم؟ هیپنوتیزم

گفت بله، منم حسابمو خالی کردم و رفتم بانک بعدی و اما اونجا حسابی شلوغ بود و خلاصه یه صبح تا ظهر مشغول کارای بانکی و اداری بودمآخ

واقعا به این نتیجه رسیدم بهتره همه پول ها رو نزد بانک شخصی تو کمد خودم نگه دارم تا بانک های عزیز و دوست داشتنی قهر

آخه وقتی من تو بانک عزیز و دوست داشتنی اختیار حساب و پول خودم رو ندارم چه فایده ای داره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!   متفکر

 

++++++  وصله پینه : مامان جونی و شادی دل همگان  ++++++

صبح من و خواهر جونی آماده شدیم برای رفتن سر کارمون و داداش جونی هم آماده شده برای رفتن به مدرسه و کنار ما وایساده

مامان با چشمای خواب آلود و با صدای آروم به داداشی میگه: "برای چی نمیری؟!! نکنه قراره باهم برین مدرسه ؟؟!!! " قهقههقهقهه

همه زدیم زیر خنده خنده و سر صبحی دلمون شاد شد لبخند

مامانی عاشقتمممممممممممممممممممممم بغلقلبماچماچ

 

++++++  وصله پینه : راهنمایی لطفا!!! ++++++

 

 

دوستان گلم کسی این شخصیت کارتونی رو می شناسه؟!!!

لطفا اسم کارتون یا شخصیت رو بگین

حیاتیه ها!!!! نیشخند

ممنون

و اما بعد ...

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٦ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ توسط مهندس بیسکویت خور نظرات بیسکوئیتی ()

صبح کله سحر راهی بانک شدم برای برداشت از حساب

حالا بانک کجاست؟؟؟!!!!  اون سر شهر، چون کارت سوخته بود مجبور بودم به شعبه ای که حساب داشتم برم، با این خیال باطل که میتونم از اونجا برداشت کنم

رسیدم بانک، به به، بانک خلوت، و برعکس بیرون که یخ بندون بود،تو گرم و نرم

فیش رو نوشتم و دادم خدمت مسئول باجه

مسئول باجه: خانم ATM کارت

من: سوخته ناراحت

مسئول باجه: خب پس باید یه روز صبر کنید تا کارت باطل بشه و بتونیم مبلغ رو بدیمتعجب

من: باشه، پس حساب رو ببندید چون الان پول رو لازم دارم قهر

مسئول باجه: نمیشه، باید صبر کنید تا فردا، در هر صورت کارت باید ابطال بشه بعد

من: فردا که تعطیله، من الان پول رو لازم دارم ابرو

مسئول باجه: خانم قانونه، نمیتونم کاری کنم،مبلغ بالای 10 تومن نیاز به کارت داره، بفرمایید پیش رئیس، ببندید چی میگنابرو

من: باشهعصبانی

(آخه شما قضاوت کن، 10 تومن تو این دوره زمونه که 1 میلیونش به کار کسی نمیاد، به چه درد من میخوره)

من: سلام، میخوام از حسابم برداشت کنم، میگن چون کارت سوخته نمیشه قهر

رئیس: بله، نمیشه خانم، قانونه، باید حداقل یه روز برای ابطال کارت صبر کنید

من: خب یه راه حلی پیشنهاد بدین خنثی

رئیس: صبر کنید

من: ابرومنتظرعصبانی

رئیس: اگه کارتون با 200 یا 300 تومن راه میوفته بدم (حالا همچین میگه انگار قراره از جیب خودش بده)

من: نه، همشو یه جا لازم دارم

رئیس: 700 تومن زیاده، نمیتونم بدم، باید صبر کنید

من: باشه، پس چهارشنبه حتما میتونم بگیرم؟؟!!!!  زبان

رئیس:بله ، پس حسابتون رو نمی بندید دیگه؟

من : نه

رئیس: باشهاز خود راضی

آخه این چه وضعه بانکداریه؟؟!!! قهر کسی کار ضروری داشته باشه چیکار باید بکنه؟؟!!!نگران


نکته اخلاقی: در صورتی که ATM کارت مبارکتان سوخت هر چه سریعتر برای گرفتن مجدد کارت اقدام کنید، والا به روزگار بنده گرفتار می شوید نگران

و اما بعد ...

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۳ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ توسط مهندس بیسکویت خور نظرات بیسکوئیتی ()


Design By : Pichak